والله ان قطعتم و یمینی
انی احامی ابدا عن دینی
از تو و از عشق تو چون دم زنم
مهر تو امیخته شد در تنم
محض تو از کون و مکان بگذرم
سرور عشقی و تویی سرورم
قبله من بعد خدایم تویی
مصرع شیرین دعایم تویی
منبع تفسیر هم السابقون
عشق تو در من شده حد جنون
کیست که چون تو بدهد هر چه هست
تا که رها گردد ازین خاک پست
صد تن چون من به فدای وجود
نام علی ارث تو در تار و پود
من اگر از عشق تو پر گشته ام
وز شرر عشق تو گم کشته ام
پرتو لطفت به دل من بتاب
کیست که گیرد زمن این عشق ناب
وارث شمشیر دو پیکر به حق
بنده ازاده رب الفلق
انگه وصلت که خدایت بخواست
گر لقبش حشر بگویم رواست
قبله هر اهل دلی کوی توست
هر نفسم فدیه یک موی توست
عزتم این بس که تو رایم سپر
حرمت عشقی و جلالی
کیست که چون تو بدهد هر چه هست
تا که رها گردد ازین خاک پست
صد تن چون من به فدای وجود
نام علی ارث تو در تار و پود
من اگر از عشق تو پر گشته ام
وز شرر عشق تو گم کشته ام
پرتو لطفت به دل من بتاب
کیست که گیرد زمن این عشق ناب
