۱۷.عشق رویا
آهنگ

۱۷.عشق رویا

دانلود

متن ترانه

دیدمش از دور که میرفت ، اشک سردی تو چشاش بود
اون نمیخواست بره اما ، زنجیر اجبار به پاش بود
میشنیدم هق هقش رو ، که میگفت تا فردا بدرود
لحظه های تلخ بود اما ، دل من منتظرش بود
به سلامت ای همه کس ، میدونم که برمیگردی
میدونم دلت همینجاست ، از دلم سفر نکردی
خیلی زود رفت دم جاده ، اما من اونو میدیدم
خداحافظ گفتنش رو ، خیلی روشن میشنیدم
چند قدم مونده به بودن ، ذره ای نزدیکتر ازمن
سر وعدمون نشستم ، تشنه ی به تو رسیدن
بغض سردم نعره میزد ، خداحافظ عشق رویا
میمونم تا بر بگردی ، روی نیمکت لب دریا