ای دیوونه , ای بی خونه , آسمون چشمات چرا بارونه ؟
تنها موندی , تنها خوندی , اما باز لبهات گل خندونه!
گاهی میخندی, مثل غنچه ی باز
گاهی هم چشمات خیس و گریونه
گاهی توی خلوت گاهی بین جمعی
گاهی پروانه گاهی هم شمعی
خسته و پیری , قفل و زنجیری
چرا حالیت نیست؟,(آخه) داری میمیری
دفتر عمرت کهنه شد, پا شو
راهیه راه سبز فردا شو
دیگه غم بسه , چشماتو وا کن
بازهم عاشق شو،پاشو غوغا کن
