(من)دلم برات تنگه عزیز ، یادی نمیکنی ز من
دارم دیوونه می شم و نمی بینی نیاز من
می خوام ببینمت ولی فاصله از من تا خداست
خودم هزار و یک طرف ، همه حواسم به شماست
وقتی نمی بینم تورو ، چشمامو واسه کی بخوام
نفس برام سمی می شه ، هوا رو واسه کی بخوام
انگار نه انگار که دلی ، برای بودن تو بود
رفتی و بین آدما ،شدم یکی بود و نبود
یه جور واقعی تو رو ، حس می کنم توی تنم
به جون تو بدون تو ، دیگه دارم دق می کنم
صورت ماه تو عزیز ، دیوارای خونه شده
هر کی میبینتم میگه ،طفلکی دیوونه شده
تو رو خدا راضی نشو ،بیشتر از این هدر بشم
دیگه بسه راضی نشو ،این جوری در بدر بشم
