دلم از سرما گرفته نمیای بازی عمو؟
نمیای سفره ی هفت سینتو بندازی عمو؟
نفس گرم تو این سرما رو حیرون میکنه
عمونوروز عموزنجیربافو بیرون میکنه
توی این سرما و این سوز عمونوروز
وای عمونوروز سالی یک روز
عمونوروز بیا ننه سرما یه وری
میشینه تو پنج دری
توی بقچه ش چی داره کاچی داره هیچی داره
ننه سرما زیر کرسی داره خوابم میکنه
داره با قصه ی آبادی خرابم میکنه
عمونوروز تو خودت سنگک داغی با پنیر
مث شیری مث شیر
بیا مستم کن عمو مست بهارم کن عمو
بیا با بوی گل وحشی شکارم کن عمو
توی این سرما و این سوز عمونوروز
وای عمونوروز سالی یک روز عمونوروز بیا
متن این شعر از دکتر امیرحسین الهیاری عزیز است.
عکس: محمد گنابادی، طراح: جواد امیری
این عکس توسط سلطان در پیج خودشان برای این متن قرار داده شده است.
متن این شعر از دکتر امیرحسین الهیاری عزیز است.

